وقتی پای ارز به میان می آید اولین نکته ای که به ذهنمان خطور می کند، واژه نابسامانی است. مدت هاست بازار ارز روی دور نابسامانی می چرخد و همین تاثیرات مخربی در عرصه های مختلف داشته است.

 

اگر بخواهیم به زبان ساده سخن بگوییم باید عنوان کنیم، مخرب ترین تاثیر این وضع، فلج شدن فعالیت های اقتصادی کشور و تضعیف پول ملی است، اتفاقی که دیر یا زود گریبان واحدهای تولیدی را می گیرد و مرگ تولید داخلی، در کمال ناباوری رقم می خورد

باید اذعان کرد با توجه به این که بخش عمده ای از مواد اولیه ما برای تولید داخلی از سایر کشورها وارد می شود، هزینه تمام شده کالاهای تولیدی به شدت متاثراز قیمت ارز و چرخش آن است و از سوی دیگر سیاست ارزی دولت و تعیین نرخ ۴۲۰۰ تومانی برای دلار بیش از این که تصمیمی اقتصادی باشد، سیاسی و امنیتی است و عملا نتوانسته و نخواهد توانست به نابسامانی های این بازار کمک کند، آن هم درست در شرایطی که آمریکایی ها پای خود را از برجام بیرون کشیدند و وعده برگشتن دوباره تحریم ها را دادند. بنابراین باید گفت در شرایط بحرانی فعلی، نابسامانی ها بیشتر شده است.

بی ثباتی نرخ ارز باعث می شود مدیران واحدهای تولیدی، قدرت پیش بینی خود را از دست بدهند چرا که در واقع این مدیران به درستی نمی دانند چه زمانی باید مواد اولیه را خریداری کنند تا باتوجه به نوسانات ارز، متضرر نشوند. هنگامی که نرخ ارز هر روز با روز دیگر متفاوت است، نه امکان سرمایه گذاری وجود دارد و نه زمینه صادرات و تولید فراهم است. اساسا در این وضعیت، تولیدکنندگان در قراردادهای صادراتی خود دچار مشکل می شوند.

اما فارغ از این مساله برای بیان دقیق تر ابعاد ضرر و زیان تولیدکنندگان باید وارد مصادیق شد. به عنوان مثال اگر فرض کنیم کشور در شرایط رشد اقتصادی قرار دارد، آنگاه تولیدکننده می تواند متناسب با افزایش نرخ مواد اولیه، قیمت فروش را نیز ارتقاء دهد اما در شرایط فعلی که کشور نه تنها با رونق اقتصادی روبرو نیست بلکه در رکود به سر می برد، حتی اگر قیمت فروش کالا به نسبت افزایش قیمت تمام شده آن هم بالاتر باشد، بازهم بی فایده است چرا که اجناس به فروش نخواهد رسید و به اصطلاح بازار کشش ندارد. در این شرایط، قیمت محصول تولید شده به مراتب پایین تر از هزینه تولید آن خواهد بود و واحدهای تولیدی به شدت زیان ده خواهند شد.

ارز یک متغیر اساسی است و وقتی نرخ آن بی ثابت و آشفته باشد، مسائل دیگری هم رخ می دهد. در واقع با این وضعیت آن طور که باید و شاید عرضه و تقاضا وجود ندارد لذا تورم اتفاق می افتد. در این صورت، مواد اولیه با قیمت گران تری عرضه می شود و در نتیجه بازهم حلقه فشارها تنگ تر و شرایط برای تولیدکننده اسفبارتر خواهد شد.

با تداوم این روند، تولیدکنندگان تصمیم می گیرند که از تولید دست بردارند چون اوضاع برای فعالیت به شدت نامناسب است. پس ساده ترین راه، روی آوردن به دلالی و مشاغل واسطه گری است چرا که درهنگام بالا رفتن نرخ ارز و بی ثباتی آن، راحت ترین راه برای رسیدن به پول، واسطه گری خواهد بود و اینگونه است که تولید به حاشیه می رود و یا به تعبیری دیگر می میرد و کشورمان بیش از گذشته به واردات وابسته می شود.

این را نیز باید در نظر داشت که وقتی تولیدکننده با موانع این چنینی روبروست، نمی‌تواند نقدینگی را جذب کند چرا که افراد جامعه همه تلاش خود را می کنند تا نقدینگی ها را به سمتی ببرند که سود بیشتری کسب کنند و طبعا به بازار ارز هجوم می آورند. در این بین، وضعیت برای تولیدکننده سخت و سخت تر می شود. می توان اینگونه نتیجه گرفت که وقتی تولید داخلی مجالی برای رشد و ارتقا نداشته باشد و وقتی قیمت های فروش متناسب با رشد قیمت تمام شده افزایش نمی یابد چون بازار کشش ندارد، تولید هم کم کم از نفس می افتد. بی رمق شدن تولید داخلی فجایع بسیاری از جمله افزایش بیکاری، کاهش صادرات و در نتیجه افزایش واردات را به دنبال دارد و اینگونه می شود که کشوری که روزی خود تولید کننده بوده وابستگی بسیاری به واردات پیدا می کند و این یعنی ضربه کاری به بدنه اقتصاد کشور.

Last modified on یکشنبه, 07 بهمن 1397
  • 0 comment
  • Read 627 times

Leave a comment

درباره ما

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.

تماس با ما

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

  • آدرس : تهران میدان ولیعصر کوچه ولدی کوچه فیروزه

  • ایمیل : این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

  • شماره تلفن : ۰۲۱۸۸۹۴۵۶۵۷
    شماره موبایل : ۰۹۱۹۲۲۰۲۲۱۰

پست های ویژه